سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
تقدیم به تمام مادران فداکار و مهربان ! (از جمله تاج سرم ، مادرم )
بنام آنکه جان در دست اوست
روزی خدا تصمیم گرفت که جزئی از روحش رو به زمین بفرسته ، وقتی که اونو از خودش جدا کرد ...
روح : من می ترسم که از شما جدا بشم !
خدا : نترس من یک فرشته می فرستم که با تو بیاد !
روح : اما بعدش که اونجا برسم کی مراقب من خواهد بود !
خدا : اون فرشته همیشه و در همه حال مراقب تو خواهد بود !
روح : اگه اون فرشته منو ترک کنه چی ؟
خدا : اون هرگز تو رو ترک نخواهد کرد !
روح : اون فرشته اسمش چیه !
خدا : میتونی اونو مادر صداش کنی !!!!!
شنبه نوزدهم آبان 1386
التماس دعا دارم !
بنام آنکه جانم در دست اوست
دوستان عزیز سلام!
چند وقتیه که اصلاْ حال خوشی ندارم !
دست و دلم به نوشتن و سرزدن به بلاگ و آپ کردن مطلب نمیره .
امروز اومدم که بگم شدیداْ به دعای شما عزیزان نیاز دارم . تقریباْ هفت هشت روزی هست که پدرم بیمارستان بستری شده
خیلی دلم گرفته
دارم دیونه میشم ![]()
وقتی که می بینم رو تخت بیمارستان دراز کشیده و منم هیچ کاری از دستم بر نمیاد ![]()
![]()
فقط توكلم به خداست و توسلم به معصوين (ع) و چشمم به دهن دكترا كه چي ميگن ![]()
وقتي ميري تو خونه ، نمي بيني از پدر نشونه ، دنيا برات بي معنيه ، آخه پدر همه زندگيه .
وقتي ميري تو خونه ، نمي بيني ستون خونه ، اشك خودش مياد ، ذكر خدا خدا واسه پدر صداش مياد .
وقتي ميري تو خونه ، دلت داره بهونه ، عطر پدر تو خونه ، دلو كرده ديونه ، اشك خودش مياد ، دعا واسه بابا صداش مياد .
وقتي ميري تو خونه ، ميشي يهو ديونه ، آخه سالار خونه ، خوابيده تو مريض خونه ، اشك خودش مياد ، صدام ديگه در نمياد .
وقتي ميري تو خونه ، ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو رو خدا دعا يادتون نره !![]()
التماس دعا ! ![]()
تا بعد ...
يا حق!
پنجشنبه سوم آبان 1386
دست نوشته !
بنام آنکه جانم در دست اوست
سلام دوستان عزیز!
داشتم تو سایت اهدا اعضا یه چرخی می زدم که متنی تو ذهنم اومد خواستم بنویسم که نوشته باشم ![]()
(( در اين دنياي بي سامان اگر سامان بگيرد در غيابم كس , مرا بس ! كه شايد كند آن كس ثوابي , كه در روز جزا گيرد مرا دست ! ))
تا بعد...
یا حق!
